دلیل سوم : ترس از دست دادن اعتبار !
طبیعی است که افراد متخصص بخواهند تا فرا رسیدن زمان مناسب، دیگران را در جریان پیوستن به این تجارت قرار ندهند. ما می توانیم داستان های بی شماری را برای شما بازگو کنیم که در آن افراد متخصص به خاطر ترس از این که همکارانشان میزان جدیت آنها را در این تجارت بدانند شکست خورده اند!
قصد ما این نیست که ترس اولیه در آغاز هرکاری را منکر شویم. این ترس منطقی است.چرا پلی را که در حال حاضر از شما حفاظت می کند، بسوزانیم در حالی که نمی دانید آیا پل جدید ( تجارت جدید ) که در حال ساخت آن هستید قادر است در برابر طوفان و فشارهای خارجی دوام بیاورد یا نه!
جواب در نگه داشتن تعادل است. اگر پس انداز خوبی ندارید بهتر است کار قبلی را برای اطمینان ادامه دهید تا زمانی که پل جدیدتان محکم ساخته شود اما باید در نظر داشته باشید باید تعادل زمانی، بین هر دو کار بوجود آورید یعنی در تجارت جدید نیز زمان صرف کنید تا سازمانتان ساخته شود و به باروری برسید. فعلا از قسمتی از لیست گرم خودتان استفاده کنید که برای تجارت قدیمی شما مشکلی پیش نمی آورد تا سازمان شما رشد کند و اولین پورسانت های خود را دریافت کنید بعد از آن با اطمینان بیشتری می توانید کار را به آنها نیز معرفی کنید. مشتریان بالقوه شما احتیاج دارند که قطعیت و باور شما را ببینند. بگذارید آنها آشکارا عمق قاطعیت شما را در مورد قدرت این نوع کسب و کار، در متحول کردن زندگی خودتان و آنها ببینند.
دوستان البته توجه کردید که یارنل ها در مورد آدم هایی حرف می زنند که در این سیستم به باور رسیده اند اما از انتقال باورشون به همکاران و دوستان تجارت قدیمی شان می ترسن! اما در هر صورت این آدم ها باور کردن که می تونن از این راه زندگی شونو تغییر بدن و در دیگران هم تغییر ایجاد کنن فقط می ترسن کار رو به همکاراشون معرفی کنن!!! این بدرد آدم هایی که هنوز چارچوب درست فکری ندارن نمی خوره!!! این عزیزان بدون چارچوب ، که اصلا کارو نفهمیدن و باورش ندارن مراجعه کنن به مقاله اول از همین نگارنده!
ببخشید از اینکه مطالعه تونو قطع کردم یهو! به ادامه اش توجه کنید:
دلیل چهارم : شرمساری از شکست در شرکت قبلی
یکی دیگر از دلایل متداول مردم برای توجیه عدم تماس با افراد لیست گرمشان، خجالت است . علت شرمندگی آنها این است که قبلا در سه شرکت بازاریابی دیگر هم ثبت نام کرده اند و حالا نمی توانند برای بار چهارم به سراغ خانواده و دوستان بروند! که البته قابل درک است. این طبیعت آدم است، اما قانع کننده نیست!
از آنجایی که این افراد در چند شرکت مشغول کار بوده اند قاعدتا تا حالا باید با مهارت بیشتری با دیگران تماس بگیرند. مثلا اینطور بگویند : ( برای کسانی که می دانند شما در حال انجام این تجارت جدید هستید " فالو دعوت ! " ) شما در جریان هستید که من مدتی است در حال بررسی نتورک مارکتینگ هستم . در واقع طی چند سال گذشته در شرکت های مختلفی ثبت نام کرده ام تا بتوانم از متخصصین آنها آموزش بگیرم . خب حالا می توانم بگویم که آن تلاش ها به ثمر رسیده است. در این مدت به اندازه کافی مهارت بدست آورده ام که بتوانم عضو شبکه ای جهانی شوم که به افراد اجازه می دهد که در کوتاهترین زمان ممکن بین 15 تا 20 هزار دلار در ماه درآمد داشته باشند. من پول ، انرژی و زمان زیادی را برای این کار صرف کرده ام و اینقدر هیجان زده ام که شبها به سختی خوابم می برد . باید در زودترین زمان ممکن شما ر ا ملاقات کنم تا ببینم که آیا به این کار علاقمند هستید یا نه؟
به جای تشریح وضعیت گذشته خود به عنوان نقطه ضعف ، آن را به یک سرمایه بدل سازید . اگر موقعیت شما اینچنین است از این روش برای صحبت با لیست گرم خود استفاده کنید.
دلیل پنجم : ارزیابی مشتریان!
دوستان تفاوتی اساسی بین نت وورک و تجارت سنتی ( کاسبی ) وجود دارد . همیشه به کاسب کاران آموزش داده می شود که مشتریان بالقوه خود را ارزیابی کنند! مثلا" یک نماینده فروش ماشین زیراکس هیچ گاه تلاش نخواهد کرد پرینتر لیزری 5/3 میلیون دلاری را به شرکتی که توانایی خرید یا نیاز به خرید آن ندارد، بفروشد. ارزیابی یک مشتری یعنی اینکه : مشخص کنیم آیا مشتری بخصوص، نیاز و قدرت خرید محصول یا خدمت بخصوص را دارد یا نه؟!
اما ما نتورک را یک برابر ساز و یا همسان کننده می نامیم، زیرا هرکسی می تواند در آن به هر درجه ای از موفقیت برسد. تحت هیچ شرایطی سعی نکنید از قبل تعیین کنید که چه کسی مناسب این تجارت هست یا نه!
چه کسی پاسخ مثبت می دهد یا منفی! لازم نیست نقش خدا را بازی کنید!
حتی اگر زن یا مردی کار یدی می کند تصور نکنید که از ساختن یک سازمان بزرگ و پویا ناتوان است. از سوی دیگر فکر نکنید که دوست پزشک این کار را دون شان خود می داند چرا که پزشکانی هستند که به شغل خود علاقمند نیستند و حاضرند شغل دیگری داشته باشند که همان در آمد را برای آنها داشته باشد. به هر حال مراقب باشید مرعوب این دلیل نشوید ، مرتکب اشتباه ارزیابی مشتریان خود!
دلیل ششم : کلا سوزوندن IQ ( این دلیل و خودم اضافه کردم ! )
یعنی هرکسی که به سیستم وارد می شه فکر می کنه از لیدرهاش بهتر می فهمه و حتی بیشتر از تمام کسانی که تا به حال تو این صنعت بودن! هرچی این افراد قدرت و مهارت ذاتی رهبری بیشتری دارن احتمال IQ زدن بیشتری هم دارن! یعنی هر آینه بخوان چرخ رو از نو اختراع کنن. پس موقع اعتبار بندی و لیست 10 نفر مواظب این IQ ها باشین.
امیدوارم این مطالب بتونه تاثیر بذاره و مجموعه ما هر روز کار رو به خیلی ها معرفی کنه ، بی دریغ بی دریغ !
